زیر بارون - تاریخ: 1405/6/29 ساعت: 9:25
مشق عشق عشق ناب تنها در جام راست       گشتگان به تعالی و تعادل می رسد ... زیر بارون... سراغی از ما نگیری نپرسی که چه حالی ام عیبی نداره میدونم باعث این جدایی امرفتم شاید که رفتنم فکرتو کمتر بکنه کنارتو حالتو بهتر بکنهلج کردم با خودم آخه حست به من عالی نبود احساس من فرق داشت باتو دوست داشتن خالی نبود...
هنوز شاپرک می پرد ... - تاریخ: 1396/7/28 ساعت: 2:09
کجا نشسته ای؟ نمی دانم کجایی...در وجودم نهفته شدی...؟! در بین دستانم...؟! در قلبم...؟! در گوشه چشمانم...؟! در آسمان ایمانم...؟! در کجا نشسته ای؟ کنار ساحل آرامش من...؟! آنجا که تپش قلبم به شماره می افتد؟! شاید آنجا که شاپرکی بر گل آرام می نشیند!! کجا
بگذار... - تاریخ: 1396/7/28 ساعت: 2:09
آه، اي شباهت دور اي چشم هاي مغرور اين روزها كه جرعت ديوانه گي كم است بگذار باز هم به تو بر گردم بگذار دست كم گاهي تو را به خواب ببينم بگذار در خيال تو باشم بگذار... بگذاريم اين روزها خيلي براي گريه دلم تنگ است...
پایان - تاریخ: 1396/7/28 ساعت: 2:09
عشق یعنی چه؟ - تاریخ: 1396/7/28 ساعت: 2:09
تو آیا عاشقی کردی بفهمی عشق یعنی چه؟تو آیا با شقایق بودهای گاهی؟نشستی پای اشکِ شمعِ گریان تا سحر یک شب؟ تو آیا قاصدکهای رها را دیدهای هرگز،که از شرم نبود شاد پیغامی،میان کوچهها سرگشته میچرخند؟نپرسیدی چرا وقتی که یاسی، عطر خود تقدیم باغی میکندچ
نبض عاشقم - تاریخ: 1396/7/28 ساعت: 2:09
مدتی درباغ چشمت عشق بال وپر نزدیک غزل احساس عاشق ازنگاهت سر نزد دستهایت اضطراب شانه ام راحس نکردسایه ای حتی دراین تشویش پهناور نزد گندم لبخند هایت... عابر ابهام خاکدرتب تردیدها یک خوشه ی باور نزد زندگی کردم ولی همسایه با تکرار مرگعشق ورزیدم ولی قلبم به جز پرپر نزدناله پشت قفل سنگین سکوتم سنگ شد چشمه...
کلبه تنهایی... - تاریخ: 1396/7/28 ساعت: 2:09
شده در کلبه تنهایی خود رخنه کنی؟شده با خاطره اش روز و شبت شکوه کنی؟ شده هرگز که نگاهت نگران باشد و اوبی تو و چشم تو خوش باشد و تو گریه کنی؟شده دلتنگ شوی مست شوی در کافه؟قصه عشق بخوانی همه را تشنه کنی؟ شده دیوانه شوی نصفه شبی تا اینکهبه خیابان بزنی خاطره ها زنده کنی؟ شده عاشق بشوی شعر شوی در چشمشبی خ...
باز باران - تاریخ: 1396/7/28 ساعت: 2:09
باز باران ، میچکد از چشم خیسم!با گهرهای فراوان ، قصه ام را مینویسممیخورد بر بام گونه ، اشکای بی درنگمIمیچکد بر روی کاغذ ، لحظه های رنگ رنگم یادم آرد روز باران ، چشم در چشم سیاهشگردش یک روز شیرین ، در بلندای نگاهش شاد و خرم نرم و نازک عاشقی دیوانه ب
لعل - تاریخ: 1396/7/28 ساعت: 2:09
یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز من بیچاره همان عاشق خونین جگرم خون دل میخورم و چشم نظر بازم جام جرمم این است که صاحبدل و صاح
فاصله ... - تاریخ: 1396/7/28 ساعت: 2:09
زیر بارون... - تاریخ: 1396/7/28 ساعت: 2:09
سراغی از ما نگیری نپرسی که چه حالی ام عیبی نداره میدونم باعث این جدایی امرفتم شاید که رفتنم فکرتو کمتر بکنه کنارتو حالتو بهتر بکنهلج کردم با خودم آخه حست به من عالی نبود احساس من فرق داشت باتو دوست داشتن خالی نبو