شده هرگز که نگاهت نگران باشد و او
بی تو و چشم تو خوش باشد و تو گریه کنی؟
شده دلتنگ شوی مست شوی در کافه؟
قصه عشق بخوانی همه را تشنه کنی؟
شده دیوانه شوی نصفه شبی تا اینکه
به خیابان بزنی خاطره ها زنده کنی؟
شده عاشق بشوی شعر شوی در چشمش
بی خیال تو شود باز به او تکیه کنی؟
برچسب:
نویسنده: رضا دادخواه